السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

564

تفسير الميزان ( فارسي )

داد : « ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً » بايد بيائيد چه بخواهيد و چه نخواهيد ، و موجودات در پاسخ عرضه داشتند : « أَتَيْنا طائِعِينَ » با رغبت آمديم . « 1 » آن گاه پنج دليل بر گفتار خود آورده و مىگويد : دليل اول : در خود آيه است كه مىفرمايد : « فصرهن » چون معناى اين كلمه چنين است : آنها را متمايل كن يعنى ميل آنها را به سوى خود ايجاد كن و اين همان ايجاد انس است ، شاهد ما بر اينكه معناى آن چنين است ، متعدى شدن و مفعول گرفتن كلمه به حرف « الى » است ، چون فعل « صار - يصير » وقتى با اين حرف متعدى شود معناى متمايل كردن از آن فهميده مىشود و اينكه مفسرين گفته‌اند : به معناى تقطيع و تكه تكه كردن است ، و در آيه معنايش اين است كه مرغان را بعد از سر بريدن قطعه قطعه كن ، با متعدى شدن به وسيله حرف « الى » سازگار نيست ، و اما اينكه بعضى گفته‌اند : كلمه « اليك » متعلق « 2 » به جمله « خذ » است ، نه به جمله « فصرهن » و معنايش اين است كه چهار مرغ براى خود اختيار كن و آنها را قطعه قطعه كن ، معنايى است خلاف ظاهر كلام . دليل دوم : از ظاهر آيه بر مىآيد هر چهار ضمير در اين كلمات يعنى « صرهن » و « منهن » و « ادعهن » و « ياتينك » يك مرجع دارند و آن كلمه « طيور » است ، و بنا به گفته ما هر چهار ضمير به « طير » بر مىگردد ، ولى بنا به گفتار ديگران ، لازم مىآيد اين وحدت مرجع ، از بين برود ، يعنى دو ضمير اول به « طيور » و سومى و چهارمى به « اجزاى » آنها بر گردد تا معنا چنين شود : آنها را قطعه قطعه كن ، و از مجموع آنها بر سر هر كوهى مقدارى را بگذار ، آن گاه آنها را تك تك صدا بزن ، مثلا اجزاء خروس را صدا بزن ، پس آن خروس نزدت مىآيد . و ليكن اين خلاف ظاهر آيه است ، كه بين ضميرها تفرقه بيندازيم . بعضى از مفسرينى كه نظريه فوق را پذيرفته‌اند ادله ديگرى نيز اضافه كرده‌اند كه بدين قرارند . دليل سوم : نشان دادن كيفيت خلقت ، اگر به اين معنا باشد كه خدا نشان بدهد كه چگونه اجزاى به باد رفته مرده اى را جمع مىكند ، و به صورت اولش بر مىگرداند چنين منظورى با قطعه قطعه كردن چهار مرغ ، و درهم آميختن آنها با يكديگر و قرار دادن هر جزئى از مجموع را بر سر كوهى حاصل نمىشود ، چون در چنين فرضى چگونه تصور مىشود كه شخصى حركت ذره

--> ( 1 ) سوره فصلت آيه 11 ( 2 ) متعلق بودن كلمه اى به كلمه يا جمله ديگر اين است كه معناى كلمه دوم و يا جمله ، بوسيله كلمه اول تكميل مىشود .